سيد محمد باقر برقعى

321

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

نوعى غزل با صناعت بديعى اوّل . . . دوم . . . سوم . . . رخ و لبان و دو چشمان آن مه انور * اوّل بهار و دوم غنچه و سوم عبهر بهار و غنچه و عبهر به ياد خود آريد * اوّل به باغ و دوم ساحت و سوم اغبر به باغ و ساحت اغبر ، نظاره‌اى كن و بين * اوّل حبيب و دوم مونس و سوم دلبر حبيب و مونس و دلبر كجاست تا نگرم ؟ * اوّل عذار و دوم قامت و سوم پيكر عذار و قامت و پيكر ، مثالشان چه بود ؟ * اوّل هلال و دوم طوبى و سوم عرعر هلال و طوبى و عرعر ، جمال و قامت يار * اوّل بلور و دوم چينى و سوم مرمر بلور و چينى و مرمر به اين لطافت نيست * اوّل حرير و دوم ديبه و سوم كشمر حرير و ديبه و كشمر ، لباس بندهء اوست * اوّل غلام و دوم خادم و سوم چاكر غلام و خادم و چاكر به درگه‌اش باشند * اوّل قباد و دوم هرقل و سوم قيصر قباد و هرقل و قيصر ، كنند تقديمش * اوّل نگين و دوم مخزن و سوم افسر نگين و مخزن و افسر ، دهد صله به سه تن * اوّل « رجاء » و دوم « فايق » و سوم « كوثر » « 1 » رجاء و فايق و كوثر ، خوشند در سه محلّ * اوّل به زفره ، دوم نيسيان ، سوم شوشتر « 2 »

--> ( 1 ) - « فايق » و « كوثر » دو تن از شاعران معاصر و همنشين و معاشر رجاء بودند . ( 2 ) - « زفره » روستايى از بخش كوهپايهء اصفهان و « نيسيان » روستايى از برزاوند اردستان .